دسته بندی: روزنوشت

بهمن۲۶۱۳۸۸

السلام علیک یا سلطان علی بن موسی الرضا

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی ؟
السلام علیک یا سلطان علی بن موسی الرضا (ع)
ای آشنای غریب
ای عصمت هشتم! کوچه های نیشابور، هنوز بوی کلام عطرآگین تو را دارد.هر روز که خورشید خراسان، سینه ریز زرینش را از شوق می درد و انبوه دانه های طلایی اش از فراز آسمان بر حَرَمت می پاشد، کبوتر دل، بهانه کنان به سوی حرم تو پر می کشد؛ همان وتری که هر روز، به سوی دانه های مِهری می رود که برایش می پاشی.
هوای صحن و سرای تو، پُر از زمزمه است و آسمان آکنده از ذرات لطیف حضوری است که
چهره زائران خسته را می نوازد. در بارگاه تو، هیچ کس غریب نیست. سلام بر تو ای آشنای غریب! سلام بر تو، که توس، با آمدنت مدینه ایمان شد. و ما هر روز، در «مشهد» عاشقان، نگاهمان را به نگاه تو پیوند می زنیم.
هر سحر، به کوچه های ایوان نگاه روشنت کوچ می کنیم و چون پرنده ای غریب، به گوشه حَرَمت پناه می بریم.
هر روز، در سایه سار مزارت مویه کنان، شانه های خسته مان را می لرزانیم.
هر شب، فانوس اشک هامان را روشن می کنیم و دست های عاطفه مان را به دامان پر مهر و محبت تو می آویزیم.
و انگور، زهر آگین است …
مقابل هم نشسته اند؛ یک سو نهایت نفرت و دیگر سوی، نهایت مهربانی!
مأمون، سرا پا کینه و امام سرا پا کَرم. برقی شوم، در نگاه مأمون موج می زند و چشم های گستاخش، پرده از راز مخوف درونش بر می دارند! و چشم های نجیب امام، سر به زیر و محجوب و آگاه از اسرار نهانی مأمون!
مقابل هم نشسته اند؛ یکی از تبار پست ترین زمینیان و دیگری از نسل پاک ترینِ آسمانیان. مقابل هم نشسته اند؛ یکی بنده بی چون و چرای شیطان و دیگری همسایه دیوار به دیوار خدا. ثانیه ها، لنگ لنگان قدم بر می دارند، ضربان زمان، کند شده و نفس هایش به شماره افتاده؛ حتّی هوا هم احساس خفگی می کند.
دستی پیش میرود. دستی که قرار است روسیاهی خود را بر اوراق تاریخ بنگارد. دست خوب می داند که انگور، زهرآگین است. نگاه امام گذشته ها را مرور میکند …
نگاه امام علیه السلام زایر کوچه پس کوچه های مدینه میشود.
نگاه امام، به طواف یک در سوخته میرود.
نگاه امام، به در خانه کریم اهل بیت علیه السلام میرود.
نگاه امام در غربت، مدینه را میجوید.
و امام همچنان آرام است.
لحظه ها می ایستند. صدای مویه ملایک بلندتر  می شود.
دست، خوشه انگور را به سمت امام درار میکند. دست بی شرمانه مرگ را به امام تعارف می کند:
“بفرمایید … یابن الحسن از این انگور میل کنید.” و رضا (ع) تبسمی تلخ بر لب می نشاند و …
سرانجام خورشید فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبی سرخ را به مشرق ایمان نشست و بار دیگر سیاست مزورانه عباسی تن به شکست داد.
در ادامه با هم مروری داریم بر روزهای پایانی حیات پر برکت ایشان
بیشتر بخوانید
بهمن۱۵۱۳۸۸

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری

با عرض سلام، در آستانه فرا رسیدن اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش، به تمامی دوستان اهل دل و ارجمندم در گروه پرشین استار، تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدوارم که سوگواری های یکایک شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.

اربعین حسینی

بیشتر بخوانید

بهمن۱۴۱۳۸۸

طلسم شهرآورد شکسته میشود ! دربی ۶۸

دربی 68

دربی ۶۸

با توجه به تساوی های پی در پی استقلال و پیروزی در سال های اخیر که حتی با علم احتمالات هم قابل توجیه نیست و نارضایتی زیاد مردم از این نتایج و زدن برچسب تبانی برای مساوی  و بازی سیاسی به این دربی ها که گل سرسبد بازی های لیگ هستند ، به نظر میرسه که امسال شرایط به کلی متفاوت تر از گذشته باشه و در سیاسی ترین بازی بازی لیگ امسال ، این بار یک همت و تلاش و روحیه برای برد مشاهده بشه . مسولان ورزشی و سیاسی (؟!) ما به خوبی آگاه هستن که بر خلاف گذشته در این دربی خاص مساوی میتونه خطرناک تر از برد یکی از دو تیم باشه و به همون دلیلی که لازم میدونستن سال های گذشته  بازی با نتیجه ی تساوی به پایان برسه ، امسال اصرار زیادی روی برد یکی از دو تیم دارن .


دربی 68

دربی ۶۸


در ادامه متن با هم مروری داریم به ترین های تاریخ دربی  …

بیشتر بخوانید

دی۱۵۱۳۸۸

آیت الله علی صافی گلپایگانی دار فانی را وداع گفت

در سایت این مرجع بزرگ چنین آمده :  

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

ارتحال غم بار فقیه شجاع  و مبارز ، شیخ الفقها والمجتهدین ، عارف بالله ، حضرت آیت الله العظمی حاج آقا علی صافی گلپایگانی رضوان الله علیه را به محضر مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، حوزه های علمیه و مراجع معظم تقلید و عموم مومنین تسلیت می گوییم . مراسم تشییع متعاقبا به اطلاع عموم خواهد رسید.

روحش شاد.

آذر۲۷۱۳۸۸

کهیعص …

 

مدت ها بود که به دنبال راز آیه ((کهیعص )) می گشتم آیه ای که فکر می کردم درونش  خیلی رازها نهفته است و بلاخره جواب پرسشم و توی کتاب مکیال المکارم تالیف مرحوم آیته الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی (جلد اول) پیدا کردم. می دونستم باید یه راز بزرگ توی این آیه باشه که این قدر من و به سمت خودش می کشونه. و وقتی پی بردم واقعا شگفتی همه وجودم و گرفت.

    سعدبن عبدالله قمی اشعری به دیدار با امام زمان -آن زمان که مولا کودک بودند –  نایل می شود و در طی سوالاتی که از ایشان می کند تاویل این آیه را هم می پرسد که عین خط کتاب را برایتان می نویسم.


***……… عرضه داشتم؛ بفرمایید تاویل ((کهیعص)) چیست؟

فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است که خداوند بنده اش زکریا را از آن مطلع ساخت سپس بر محمد (ص) آن را حکایت فرمود، و آن چنین است که وقتی زکریا از پروردگار خواست که نام های پنج تن را به او تعلیم کند خداوند جبرئیل را بر او نازل کرد و به نام آنان را آموخت پس هرگاه زکریا، نام محمد(ص) علی (ع)و فاطمه(س)، حسن (ع) را یاد می کرد هم و غم و اندوه از او دور می شد، ولی هروقت حسین (ع) را یاد می کرد بغض گلویش را می فشرد و به نفس زدن می افتاد روزی به پیشگاه خداوند عرضه داشت؛ الها چگونه است که وقتی نام چهار تن از اینان را یاد می کنم تسلی خاطر می یابم و چون حسین را یاد می کنم دیده ام گریان و ناله ام بلند می شود؟ خداوند متعال جریان شهادت آن بزرگوار را به اطلاع زکریا رسانید و فرمود)(کهیعص)) پس کاف نام کربلاست و ها هلاکت عترت پیغمبر و یا یزید است که ستم کننده بر حسین (ع) می باشد و عین عطش حسین (ع) و صاد صبر اوست.

پس هنگامی که زکریا این مطلب را شنید تا سه روز مسجدش را ترک نکرد و مردم را از ملاقات با خود ممنوع کرد و به گریه و زاری پرداخت. بر حسین می گریست و می گفت: خدایا بهترین خلایقت را به سوگ فرزندش خواهی نشانید ! پروردگارا آیا این مصیبت بزرگ را بر او وارد خواهی نمود! الهی آیا جامه عزا بر تن علی و فاطمه خواهی پوشانید! آیا غم این مصیبت را به ساحت آنان خواهی رسانید! آنگاه می گفت : به من فرزندی عطا کن که چشمم در سن پیری به او روشن و محبتش در دلم فتنه انگیزد سپس مرا نیز در غم از دست دادنش بنشان چنانکه محمد حبیب خود را در سوگ فرزندش خواهی نشاند. خداوند یحیی را به وی داد و پس از آن به شهادت وی سوگوارش ساخت و مدت حمل یحیی  شش ماه بود همچون مدت حمل حسین(ع).

بیشتر بخوانید

آذر۲۶۱۳۸۸

کدوم عکس زودتر گرفته شده ؟!

فقط زیاد به مغزتون فشار نیارین  که مسئولیتش با خوتون هست!
 
فسفر اضافی !!
آذر۲۳۱۳۸۸

زاد روز شاملوی بزرگ : من به هیاءت ِ «ما» زاده شدم

بزرگا مردی که او بود . روحش جاری است و ساری در زمان و نبضش ، ضربان هر آزاد اندیشی در جهان .
۲۱ آذر زادروز بزرگ مردیست که این روزها بیش از همیشه جایش خالیست . کاش بود و در شهامت و هوشمندی ملتی بزرگ ، شعری ناب میسرود و در رذالت و پستی کوته بینان زمان ، طنزی برنده میساخت و بر غمهای مشترکمان ، مرثیه ای تلخ میسرود.

شاملو

بیشتر بخوانید

آذر۱۸۱۳۸۸

نیکو کاری مجانی اینترنتی !

همه ما از فقر و گرسنگی بین خیلی از مردم جهان آگاهیم و بعضی مواقع هم آرزو کردیم که ای کاش میتونستیم کمک یا غذایی به اونها بدیم و یا هر چیزی شبیه به این !  اما با این همه مشغله ای که این روزا برای هر کدوممون وجود داره حتا فکر پیگیری اون آرزو هم یه جورایی ترسناک به نظر می رسه !

ولی به نظر نمیرسه که ما نتونیم به مردم نیازمند دنیا از راه های دیگه غذا برسونیم . سایت  برنج مجانی به صورت خیلی خیلی ساده به هر سوالی که درست جواب بدین (جواب همه ی سوال ها یک کلمه ای هستش و به IQ در حد پنجم دبستان نیاز داره !) ، ۱۰ دونه برنج از طرف شما دوستان به برنامه ی غذایی سازمان ملل کمک میکنه.

یادمون نمیره که دانه دانه جمع گردد وانگهی گونی شود !


آذر۱۵۱۳۸۸

دین کامل و نعمت تمام گشت …

در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص) دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.

در آن روزها بیمارى سختى (آبله یا حصبه) در مدینه شایع بود که بسیارى از مسلمانان را از این سفر محروم مى داشت با این حال دهها هزار نفر با پیامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، ۱۱۴ هزار، ۱۲۰ هزار و ۱۲۴ هزار نفرنوشته اند ولى با این همه حق این است که بگوییم چنان جمعیتى در رکاب آن حضرت حرکت کردکه شمارش بر جز خدا پوشیده است …

بیشتر بخوانید